معلم

 

 

 

Join Gevo Group

معلم عصبی دفتر رو روی میز کوبید و داد زد: سارا ...
دخترک خودش رو جمع و جور کرد، سرش رو پایین انداخت و خودش رو تا جلوی میز معلم کشید و با صدای لرزان گفت : بله خانوم؟
معلم که از عصبانیت شقیقه هاش می زد، تو چشمای سیاه و مظلوم دخترک خیره شد و داد زد:
چند بار بگم مشقاتو تمیز بنویس و دفترت رو سیاه و پاره نکن ؟ هـــا؟! فردا مادرت رو میاری مدرسه می خوام در مورد بچه بی انضباطش باهاش صحبت کنم!
دخترک چونه ی لرزونش رو جمع کرد... بغضش رو به زحمت قورت داد و آروم گفت:

خانوم... مادرم مریضه... اما بابام گفته آخر ماه بهش حقوق می دن...
اونوقت می شه مامانم رو بستری کنیم که دیگه از گلوش خون نیاد... اونوقت می شه برای خواهرم شیر خشک بخریم که شب تا صبح گریه نکنه... اونوقت... اونوقت قول داده اگه پولی موند برای من هم یه دفتر بخره که من دفترهای داداشم رو پاک نکنم و توش بنویسم... اونوقت قول می دم مشقامو ...

معلم صندلیش رو به سمت تخته چرخوند و گفت بشین سارا ...
و کاسه اشک چشمش روی گونه خالی شد . . .

/ 44 نظر / 16 بازدید
نمایش نظرات قبلی
علیرضا

چه خبر بذار vpn بخرم میام وضع vpn خرابه هیچکدوم درست کار نمیکنن

مسافر تنها

بچه که بودیم بستنیمان را گاز می زدند قیامت به پا می کردیم! چه بیهوده بزرگ شدیم... روحمان را گاز میزنند می خندیم![افسوس][افسوس][افسوس][افسوس][افسوس]

مسافر تنها

سلام خانومی چطوری خوبی؟ فعلاً کمی حالم بهتر شد...باز هم آپیدم[لبخند]

ترگل

سلام غزاله جونم من آپم وقت کردی بیا منتظرم[قلب]

SiNA Hp (باران عشق)

این روزا رو حرف هیح کس نمی‌شه حساب باز کرد به این نتیجه رسیدم که باید هر حرفی‌ که میشنوی یه جا بنویسی‌ پاشم امضا بشه ▌║█║▌█│║▌║│█║▌║█║ Copyright © 2011 SiNA Hp

مینا

سلام گلم ببخش دیر اومدم،مسافرت بودم!! خیلی قشنگ و عمیق بود[گل]

داود

سلام وب خوبی داری سرم بزن

اتیلا

سلام غزاله جان.چرا تنها؟مطمئنن تنها نیستی چون بهترین دوست تو دلته .باید قدرشو بدونی.وب زیبایی داری. منم تازگیا یه وب درست کردم که حرفای دلمو اونجا مینویسم وارامش بهم میده. ممنون میشم سربزنی فکر کنم پشیمون نشی